دانلود دوبله فارسی فیلم Southern Comfort 1981
Southern Comfort
خلاصه داستان
تعدادی از نفرات گارد ملی امریکا را که در جنگ ویتنام از جنگیدن امتناع کرده بودند، بعنوان رزمایش به سرزمین های باتلاقی می برند و یکایک آنها به دست افرادی مسلح کشته می شوند…
با سلام به دوست عزیز آقای رضا (هم اسمیم) احمدی وهمه دوستان عزیز به اطلاع شما می رسانم که از سال 62 یا 63 شمسی در ایران خریدو نمایش فیلم های خارجی فقط به انحصار بنیاد فارابی در آمد ودفاتر خصوصی پخش فیلم خارجی بسته شدندضمن اینکه برای حمایت از فیلم های ایرانی سینماها فقط فیلم ایرانی نمایش می دادند. تعداد معدودی فیلم خارجی که یا بدون اشکال نمایشی بودند یا در دوبله آنها را ممیزی می کردند فقط توسط بنیاد فارابی خریداری ودوبله می شد . یکی از کسانی که متخصص مجوزدار کردن فیلم های مردودی بود جناب محمود قنبری دوبلور قدیمی (که در سالهای قبل از انقلاب در انیمیشن عصر حجر به جای شخصیت فرد صحبت می کرد و بعداز از انقلاب هم دوباره این کارتون را دوبله کرد) بود. ایشان حتی برای فیلم های خارجی داستان جدید می نوشت ودر دوبله آنها را می ساخت از کارهای ایشان می توان دو فیلم روسی رستم و سهراب وداستان سیاوش(هردو ساخته قبل از فروپاشی شوروی سابق) که در سینماها بسیار هم پرفروش بودند اشاره کرد حتی ایشان موسیقی فیلم قیصر را هم روی فیلم داستان سیاوش قراردادند. شاید این فیلم عملیات مرداب هم دستپخت ایشان باشد . ضمن اینکه اینجانب در دهه شصت این فیلم را در سینما هم دیده ام پس این دوبله برای نمایش درسینما انجام شده است با تشکر.
پیرو صحبت شما از دیگر دستپختهای شاهکار ایشان دوبله فیلم درخشان اندری وایدا سرزمین موعود هست که داستان سه سرمایه دار جوان در انقلاب صنعت نساجی لهستان را در قرن نوزدهم روایت می کند ولی مطابق متنی جعلی که ایشان در ابتدای فیلم می خوانند داستان فیلم درکشور امریکا می گذرد وبه عنوان فیلمی ضد سرمایه داری وضد استکباری معرفی می شود! ولی نکته تأسف برانگیزتر اینست که ایشان با افتخار ازاین کارهایش یاد میکند وپشیمان نیست وسعی در توجیه انها دارد در حالیکه تعدادی از درخشانترین دوبله های تاریخ سینما و تلویزیون درقبل انقلاب به مدیریت او انجام شده است.
عالی بود آقا رضا ممنونم … اشاره ای که به فیلم داستان سیاوش بوریس کیمیاگروف داشتید برام جالب بود. کاش میشد مشهد فیلم اون دو سه تا فیلمم رو هم به آرشیو اضافه می کرد.چند سال پیش توی سفر کاری به تاجیکستان دی وی دی این سه تا فیلم شاهنامه ای روبا گویش تاجیکی خریدم ولی دلم می خواست دوبله فارسی اون فیلمها رو می دیدم
یه خورده فعالیتتونو بیشتر کنین و فیلمهای کمیاب بزارین
کاش زیرنویس این فیلم رو هم می ذاشتید … قطعاً می دونید این فیلم یکی از شاهکارهای تلوزیون میلی ماست در تغییر داستان… اصلا توی دوبله یه فیلم دیگه تحویل مخاطب دادن… اگه براتون مقدوره زیرنویس این فیلم رو هم بذارید. یه فایل زیرنویس SRT از این فیلم روی شبکه موجوده ولی چون با گوگل ترنسلیت ترجمه شده اصلا به درد نمی خوره…ممنون
با زیرنویس فیلم ها (به خصوص این فیلم) موافقم.
نقد جالبی بود هر چند قابل بحث اما خوشم اومد …ولی ترجمه ش افتضاحه دیسلایک رو به خاطر ترجمه ی بد دادم نه محتوا
«آسایش جنوبی» یا (درایران با نام عملیات مرداب )فیلمی خوش ساخت است اما از قابلیت پیش بینی خاصی رنج می برد. گمان می کنم که قابل پیش بینی بودن بخشی از هدف فیلم است. داستان فیلم در سال 1973 در کشور لوئیزیانا می گذرد و سرنوشت یک واحد گارد ملی را دنبال می کند که در خلیج گم می شود و در استعاره ای از دخالت آمریکا در ویتنام می گوید.
رویکرد فیلم مستقیم و نمادگرایی آن کاملاً در سطح است. از لحظهای که متوجه میشویم نگهبانها با اسلحه شلیک میکنند، میدانیم که فیلم درباره ناتوانی آنها در سرزمینی است که به آن تعلق ندارند. و از آنجا که سربازان آخر هفته توسط کاجون های محلی (که از نزدیک با بایو آشنا هستند) شکار و قتل عام می شوند، ما به بی فایده بودن فناوری آمریکایی در برابر ویت کنگ ها فکر می کنیم.
محافظان به وضوح در سرزمینی غریبه هستند و در همان ابتدا اشتباهات مهلکی مرتکب می شوند. آنها تورهای یک ماهیگیر کاجون را قطع می کنند، سه قایق کاجون را قرض می گیرند و با شلیک گلوله های مسلسل به سمت آنها، کاجون ها را مسخره می کنند. کاجون ها سرگرم نمی شوند. در پایان فیلم، نگهبانان با شلیک گلوله کشته می شوند، به چوب آویزان می شوند، در شن های روان غرق می شوند و سگ های وحشی به آنها حمله می کنند. و سعی میکنند با تقلید از نظم نظامی از خود محافظت کنند، در حالی که در دایرهها آب میپاشند و هلیکوپترهای نجات بیفایده بالای سرشان غرش میکنند. همه این اقدامات در «عملیات مرداب» بسیار خوب نشان داده شده است. این فیلم بایو را به عنوان دنیایی از زیبایی های خطرناک به تصویر می کشد. رنگهای سبز و زرد و قهوهای زیر نور خورشید میدرخشند و پرندگان سروصدا می کنند و کاجونها بیصدا پشت درختان میلغزند در حالی که نگهبانها با سرگردانی احمقانه دنبال هدف هستند.. “عملیات مرداب” یک فیلم حرفه ای است.
متأسفانه فیلم آنقدر به دیدگاه تمثیلی خود متعهد است که هرگز به عنوان داستانی درباره آن مردم عمل نمی کند. این نقطه ضعف بزرگ کارگردان آن، والتر هیل جوان با استعداد است که از فیلم هایش می توان به «جنگجویان»، «راننده» و «سواران دراز» اشاره کرد. او می داند که چگونه یک فیلم را عالی جلوه بدهد و چگونه آن را با انرژی کند. اما من گمان می کنم که او در مورد ابعاد انسانی شخصیت هایش مطمئن نیست. و برای پوشش آن، او آنها را به شکل های بزرگتر از حد معمول تبدیل می کند، به واحدهای نمادینی که برای همه چیز غیراز خودشان قرارگرفته اند. این گرایش درفیلم «راننده» به شدت وجود داشت، فیلمی هیجانانگیز که در آن به شخصیتها به جای نام، القاب (راننده، دختر) داده میشد. همچنین این رویکرد والتر هیل درفیلم «جنگجویان» هم بود که جنگ باندهای نیویورک را به اصطلاحات اسطوره یونانی ترجمه می کرد. رویکرد او در «جنگجویان» آنقدر مرا آزار میداد که اکنون معتقدم برخی از ویژگیهای واقعی آن فیلم را نادیده می گیرم. در «عملیات مرداب» دوباره این رویکرد مرا آزار می دهد.
این آدم ها کی هستند؟ از کاجون ها چیزی نمی فهمیم: آنها قاتل های نامرئی هستند. با این حال، از نگهبانان، چیزهای بیشتری یاد میگیریم. یکی از اقتدار متورم شده است. یکی قصد دارد مراقب خودش باشد. یکی ضعیف است، یکی قوی، و تنها مردی که نقشش را کیت کارادین بازی می کند تا حدودی متعادل و عاقل به نظر می رسد. هنگامی که برچسب های روانشناختی را به درستی دریافت می کنیم، هیچ شگفتی دیگری وجود ندارد. و هنگامی که ساختار فیلم را درک کردیم (نگهبانان از طریق bayous عبور می کنند، یکی یکی انتخاب می شوند)، تنها سوال باقی مانده این است که آیا هیچ کدام از آنها در نهایت زنده می مانند یا خیر.
نقطه ضعف فیلم داستان گویی آن است. نقطه قوت فیلم در ظاهرش، استفاده عالی از لوکیشن هایش و تسلط والتر هیل بر سکانس های اکشن است که می توانست تکراری باشد. اکشن فیلم خوب است: به بازیگران فضای کمی برای بازی در شخصیت هایشان داده می شود، اما آنها به عنوان سربازان آخر هفته قابل قبولند. “ما نگهبان هستیم!” آنها شعار می دهند و ما آنها را باور می کنیم. و زمانی که آنها گم می شوند، طنزی بوجود می آید، درحالیکه اسیر سردی، خیسی، گرسنگی، و ترس مرگبارند پسر می پرسد، “چرا ما به گارد ملی زنگ نمی زنیم؟”
نقد راجر ایبرت بر فیلم عملیات مرداب اول ژانویه 1981