دانلود دوبله فارسی فیلم Rocky Mountain 1950
Rocky Mountain
720p Web-DL
Passed
پسندیدم
0
نپسندیدم
0
0% رضایت بر اساس (0) رای کاربران
خلاصه داستان
در کالیفرنیا در طول جنگ داخلی، یک گشت کنفدراسیون و یک سرباز اتحادیه باید اختلافات خود را کنار بگذارند تا از حمله شوشون جان سالم به در ببرند.
کارگردان:
William Keighley
دوبله فارسی اضافه شد
با سلام و تشکر از مشهد فیلم ….نام این فیلم کوهستان راکی است و در ایران به نام ((آخرین مقاومت)) اکران شده بود .
نقدتوسط توبی 29ژوئن 2010
وسترن های ارول فلین نوعاعجیب هستند. شاید اولین چیزی که توجه شما را جلب می کند مصنوعی بودنشان است – لهجه جابه جا شده فلین (به جهنم، همه چیز جابجا شده )، تکنیک فوق لبریز شده برخی از آنها، راهزنان مکزیکی و ماجراجویی جدی همه آنها. آنها کمی سورئال(فرا واقع گرایی) هستند، مانند کابوی اوز. آنها همچنین می توانند کمی شبیه تماشای فیلمی مشابه به نظر برسند. توطئه ها – یا طرح، از آنجایی که همه آنها بسیار شبیه هم به نظر می رسند – مانند افسون شده ها بازی می کنند که پول بیشتری به سمت آنها سرازیر شود. بازیگران، همه شخصیت های فهرست قراردادهای برادران وارنر، ظاهراً تصادفی از هم تفکیک شدهاند .هیچ یک از اینها را به عنوان گله تلقی نکنید. فیلمهای وسترن فلین تقریباً به این شکل عمل میکنند: اگر مثلاً مونتانا 1950را دوست دارید، به احتمال زیاد بقیه را هم دوست خواهید داشت. به کوه سنگی که میرسی، هشتمین و آخرین وسترن فلین. ناگهان، همه چیز بسیار متفاوت می شود. این تفاوت فقط چیزی نیست که بندرت روی پرده می بینید . هم هالیوود وهم ارول فلین در سال 1950 با چند فیلم در سال قبلش کاملاً متفاوت هستند .به دلیل، سیستم استودیو که در حال ازبین رفتن بود و صرفه جویی در هزینه ها برایشان امری عادی بود. ، بازیگران بزرگ و مجموعههای مجلل بیرون رفتند. بعد، فلین هم بازیگر جوان و باهوش قدیمی نبود. سالهای سخت زندگیاش در راه بود او در کمتر از یک دهه دیگردرگذشت. البته غرب هم در حال تغییر بود. شما میتوانید این واقعیتهای خشن، این تغییر را تقریباً در هر فریم از کوهس سنگی احساس کنید، تصویر کوچک تلخی که به عنوان یک نمونه واضح و اولیه از چیزی است که ما اکنون به عنوان یک وسترن دهه پنجاه درباره اش فکر میکنیم. آنها ممکن است بودجه را کم کرده باشند، اما مطمئناً در مورد سرنوشت گرایی فیلم کوتاهی نکردند. کاملاً از این فیلم بیرون می زند.مارس 1865 است. جنگ داخلی به پایان خود نزدیک می شود و کنفدراسیون به یک معجزه نیاز دارد. لاف بارستو (فلین) خسته، مردانش را به کالیفرنیا آورده است تا با شورشیان ارتباطی برقرار کند، گروهی از مبارزان را جمع میکند، و امیدوار است جریان جنگ را تغییر دهد. با این حال، در این غرب دور، آنها در نهایت با دشمنی مهیبتر از یانکیها روبرو میشوند: شوشونها. فلین و افرادش به کمک کالسکهای میآیند که توسط یک گروه حمله شوشون تعقیب میشود، اقدامی شجاعانه که در نهایت سرنوشت آنها را رقم میزند. مشخص شد که تنها مسافر، یوهانا کارتر (پاتریس ویمور)، نامزد یک ستوان اتحادیه است. محافظت از زن ماموریت آنها را به خطر می اندازد و آنها را هم با شوشون ها و هم با سربازان اتحادیه که به دنبال مراحل گم شده هستند در تضاد قرار می دهد. بخش اعظم فیلم به عنوان یک مطالعه شخصی پرتنش عمل میکند، زیرا مبارزان کنفدراسیون و ویمور منتظر رقابتی هستند که میدانند در راه است، در مقابل هر دشمنی که زودتر آنها را پیدا کند. اوج صحنه، در حالی که مردان آن نگاه های سرکش را به یکدیگر می کنند، خداحافظی آخرشان، یادآورفیلم این گروه خشن 1969 می باشد. آنها می دانند که از این یکی خلاص نمی شوند. در حالی که آنها به سمت دشمن خود می روند ( نمی گم چه کسی اوضاع را خراب کرد )، فلین راه حلی عالی دارد: «آنها پشت جبهه ما را دیده اند. بیایید خودمان را به آنها نشان دهیم! اکشن در کوه اتفاق می افتد. یک فضای داخلی در کل فیلم وجود ندارد. فیلم که در خارج ازسرزمین گالوپ، نیومکزیکو فیلمبرداری شده است، ارزش تولید تصاویش را بسیار فراتر از بودجه کم آن نشان می دهد. وقتی خداوند خالق مجموعه شماست، چه کسی به بودجه نیاز دارد؟ مناظر خیره کننده هستند، تا حد زیادی به لطف مدیر فیلمبرداری فیلم تد مک کورد. مککورد یک کهنهکار واقعی بود که با فیلمهای وسترن صامت شروع کرد، تیراندازی در فضای بازعالی است،حرفهای هایی که همه چیز را پشتیبانی می کنند، از سوارکاری کن مینارد تا غروب آفتاب گرفته تا جولی اندروز که از بالای تپه در آوای موسیقی (1965) میآمد. مواردی از ارزش و اعتبار کارکرد نماهای بیرونی درسینما. ویلیام کیلی بخش عمدهای از دوران حرفهای خودش در هالیوود را بهعنوان کارگردان در برادران وارنر گذراند. فهرست فیلمهای دهه 30 او شامل برخی از بهترین فیلمهای استودیو میشود: «مردان جی» (1935)، گلولهها یا رأیها (1936) شاهزاده و گدا (1937) مایکل کورتیز در نیمه راه ماجراهای رابین هود (1938) با بازی ارول فلین جایگزینش شد – با این فیلم، هنوز بحث هایی در مورد اینکه ما به چه اندازه فیلم های کیلی را نگاه می کنیم وجود دارد. بیشترفیلمهای خوبش قبل از جنگ جهانی دوم ساخته شدهاند – به عنوان مثال، برادرموش 1938 . وقتی جنگ به پایان رسید، کیلی خود را در RKO پیدا کرد. یک فیلم نوآر عالی، خیابان بی نام (1948) درآن دوره آساخته شد. سپس او با کوه سنگی به برادران وارنر بازگشت. چند فیلم دیگر از جمله استاد بالانترا (1953)، که آخرین فیلم فلین است و آخرین فیلم کیگلی قبل از بازنشستگی در پاریس نیز به دنبالش بود.مطمئنا او در «کوه سنگی» همه چیز را به حرکت درمی آورد و تنش را افزایش می دهد. در حالی که این آخرین وسترنش راکارگردانی کرد.