دانلود دوبله فارسی فیلم Human Desire 1954
Human Desire
1080p Bluray
Not Rated
پسندیدم
0
نپسندیدم
0
0% رضایت بر اساس (0) رای کاربران
خلاصه داستان
کهنه سربازی از جنگ کره به کار خود به عنوان مهندس راه آهن بازگشته و درگیر رابطه مخفیانه با همسر همکار خود شده و درگیر یک قتل می شود...
بررسی فیلم میل انسانی توسط Slig001
فیلم واقعا به تمام ریشه های نوآر پشت پا می زند و خوب هم اینکار را انجام می دهد. داستان، که مربوط به قتل و ارتباط با یک زن است، تقریباً مظهر این ژانر است، در حالی که استفاده فریتز لانگ از سایه به فیلم حس تاریکی می دهد، که آن به خوبی با ماهیت شخصیت بازیگران اصلی ترکیب می کند. همه شخصیت ها در پس زمینه یک شهر کوچک معمولی دارای چین و چروک هستند (ناصافند). پس چرا فیلم به عنوان یک کلاسیک در این ژانر شناخته نمی شود؟ فکر می کنم این به طرح فیلم بستگی داردفیلم اگر چه ریتمش سریع است اما خوب به جریان نمی افتد . این درام اجازه نمی دهد به صورت طبیعی ساخته شود، درعوض از یک چیز به چیز دیگری پرتاب می شود و بسیاری از کنش های شخصیت ها به شکل اشتباه باورپذیر می شوند. گلن فورد بازی همیشگی اش را به خوبی انجام داده، در حالی که گلوریا گراهام بیشتر وزن فیلم را به دوش خودش می کشد. بازی ساده او باعث شده که شخصیت او نسبت به زنان معمولی آسیب پذیرتر شود، اگرچه فیلم به طور کلی چیزهای خوبی برای گفتن درباره زنان ندارد. علیرغم کاستیهایش، در نهایت فرم فیلم بینقص است و مدیریت لانگ است که فیلم را نجات میدهد… اما فیلم در این ژانر بالاتر از حد متوسط است که میتوانست عالی باشد.
بررسی توسط جسی کاتالدو:
دراینجاهمه نکات مهم در دو بخش کلیدی دیالوگ خلاصه میشود و در میانه فیلم قرار میگیرد: سخنان ویکی«همه زنها مثل هم هستند، فقط چهرههای متفاوتی دارند» ودرخواست ویکی برای بخشش او در پایان. ما در این برش پرتره ای خفه کننده ای از حساسیت های زندگی را می بینیم که به شکل محدودی مانند گذرگاه واگن قطار تعریف شده است، اما سرنوشت گرایی همیشگی فریتزلانگ، دراینجا با چشم انداز زنانه واضح تر ی مشاهده می شود. گلن فورد کاراکتر معمولی اش – نقش آدم کمرو و تعارفی خودش را بازی میکند، که در اینجا احتمال اینکه قتلی را بخاطر عشق هم انجام دهد وجود دارد که عقب مینشیند، او آزادانه همه چیز را مانند رویایی بد از بین میبرد. برای ویکی، کار به این سادگی ها نیست، زیرا او در داخل مثلثی از مردان (رئیس حریف / شوهر حسود / معشوق جدیدی که نمیخواهد او را بخاطر آنچه شکل گرفته بپذیرد) گرفتار شده است، بدون داشتن گزینهای برای کمک به او در زندگی اش. نکته ای که وجود دارد این است که شما نمیتوانید شخصیت گلن فورد را به خاطر عدم مشارکت در قتل سرزنش کنید، اما میتوانید ناامیدی اش را ببینید که ویکی را به آن سمت سوق میدهد، همچنین مهار کابوس عدم توانایی واقعی اش برای محافظت از خودش را، اونیاز به مردی برای مشارکت با او درعمل دارد.در نسخه رنوار، جبر سبب قدم گذاشتن درراهی برای کشتن و مانع ثابت آن پایگاه اجتماعی میشود. در اینجا همان مانع ثابت به مسائل جنسی تغییرداده شده است، و دشواری اش دیدن حفره های باریک است، چیزی که پایان فیلم را فوقالعاده غمانگیز میکند این است: زن نابود میشود، در حالی که مرد همچنان در حال ادامه دادن است درحالیکه روی صندلی راننده مینشیند. ، غافل ازاینکه او هم تأثیر مخربش را داشته است.
بررسی توسط Channing Pomeroy
این فیلم نوآر دنباله کارهای لانگ با همان سرنخ ها است، اما به اوج نمیرسد یا به عمق فیلم های قبلی خودش نمیرسد.این هنوز هم فیلمی عالی است، به خصوص به دلیل پیچیدگی شخصیت گلوریا گراهام و محیط راه آهن وایستگاه قطار، که برای فریتس لانگ و برنت گفی فیلمبردار اسباب زیادی برای خودنمایی می دهد لانگ خودش را فریب نمی دهد و تعداد زیادی نمای (نقطهنظر ) POV -طولانی از خطوط راه آهن که به سمت افق درحرکت است، با لوکوموتیوهایی که در تونل ها حرکت می کنند، تونل های تاریک آشفتگی درونی، و چراغ هایی در انتهای تونل ها به ما نشان داده می شود. گاهی یک قطار فقط یک قطار است. قطارها همچنین نظم بسیار خوبی برای فیلم های هیجان انگیز ایجاد می کنند، زیرا آنها هم درحال حرکت هستند و هم محدودیت دارند. هیچکاک هیجان انگیزی راه آهن را اختراع کرد و فریتزلانگ به خوبی از آن برای تعلیق استفاده می کند. گلن فورد از کره برمیگردد و میگوید تمام چیزی که میخواهد «یک زندگی معمولی» است، سپس برعکس آن عمل میکند. لانگ در ابتدا می خواست پیتر لوره را برای این نقش بیاورد. این تصمیم میتوانست فیلم را کاملاً متفاوت کند .برودریک کرافورد درنقش مرد مستی است که با گلوریا گراهام ازدواج کرده است ،او را دلال محبت می کند تا شغلش را نجات دهد. سپس او تبدیل به قاتل حسودی می شود. گلوریا گراهام هم قربانی است و هم بازیچه. لانگ او را قضاوت نمی کند، حتی اگرگلن فورد هم او را قضاوت کند. یکی از خصوصیات نبوغ آمیز فیلم این است که نه تنها گلن فورد هرگز نمیداند آنچه میگوید درست است یا دروغ، بیننده هم نمیداند. هر بار که اوبه طرفی متمایل می شود، میخواهیم دروغهایش را باور کنیم (زیرا او گلوریا گراهام است)، حتی با مقدار معقولی فریب هم مشکلی نداریم. گمان میکنم که لانگ واقعا حقیقت ماجرا را نمیداند، حتی وقتی میگوید: «بیشتر زنان ناراضی هستند. آنها فقط وانمود می کنند که نیستند.” لانگ پایان بدبینانه باورنکردنی زولا (و احتمالاً غیرقابل فیلمبرداری را در سال 1954) را کنار می گذارد. با این حال، او هنوز هم قبل از اوج شادی، بدبینی زیادی دارد.
متن دارای اسپویل داستان فیلم
———————————————
نقد فیلم: میل انسانی (تاریخ انتشار: 2019/2/11 )
توسط :جیمی هاولین
این یک فیلم نوآر غافلگیرکننده سیاه از کارگردان افسانه ای فریتز لانگ است. «میل انسانی »فریتز لانگ روایت سینمایی او از اقتباس سینمایی فیلم ژان رنوار از رمان« دیو درون» اثر امیل زولا است. لانگ ادعا می کرد که فیلم رنوار بسیار بهتر از فیلم او بوده و او فقط به دلیل تعهدات قراردادش با کمپانی کلمبیا ، فیلم «میل انسانی» را ساخته است. با این حال، اجازه ندهید این حرف شما را ناامید کند.درابتدا قرار بود ریتا هیورث نقش ویکی باکلی را بازی کند اما وقتی نتوانست این کار را انجام دهد، لانگ تصمیم می گیرد گلن فورد و گلوریا گراهام را از فیلم تعقیب بزرگ (1952) تولید سال قبلش دوباره درکنار هم بیاورد.این بار نیز رابطه بین این زوج دراین فیلم هم قابل لمس است. لانگ همچنین با آلفردهیز، فیلمنامه نویس فیلم نوآر خود در فیلم،« برخورد در شب »1952، همکاری می کند. در«میل انسانی» – گلن فورد نقش جف وارن را که از خدمت درجنگ کره بازگشته است، بازی می کند .او مردی خوش ذوق است، آشکارا در میان همکارانش در شرکت راه آهن که در آنجا کار می کند، محبوب است و با دوستش الک سیمونز قطاری را می رانند. الک او را تا زمانی که جای خودش را پیدا کند و خانوادهاش جف را قبول کنند پذیرای اوست . به خصوص دختر الن، که علاقه اش به او را خیلی پنهان نمی کند. فیلم ، نوآر، نادری است که قصه اش در شهری بزرگ اتفاق نمیافتد، «میل انسانی» به شکل خیلی طبیعی شروع میشود، اما به زودی بسیاری از عناصر اصلی این ژانر مانند خیانت، فریب و قتل ظاهر میشود. ویکی باکلی از ازدواجش ناخرسند است. شوهرش کارل (برودریک کرافورد) یک مرد مسن بی فرهنگ(وحشی) است که در همان خط راه آهن با جف کار می کنند. اگراو در بار محلی دوگان شراب نمینوشد، دوست دارد اوقات فراغتش را با تراشیدن چوب با چاقوی بسیار تیزش بگذراند. حسادتش می تواند دیوانه کننده باشد. هنگامی که او کار خودش را از دست می دهد، ویکی را متقاعد می کند تا از جان اوونز، مشتری مهم راه آهن که او را می شناسد، بخواهد تا به او کمک کند تا موقعیت خود را به عنوان رئیس ایستگاه راه آهن ارزیابی کند. وقتی ویکی تا پنج ساعت پس از ملاقات با اوونز برنمیگردد، خلق و خوی کارل به طرز خطرناکی از کنترل خارج میشود. کارل مشکوک است که ویکی به او خیانت کرده است و بلافاصله شروع به نقشه کشیدن برای انتقام از اوونز می گیرد. این انتقام همان شب در قطاری اتفاق میافتد که میداند اوونز با آن قطار سفر خواهد کرد ، با همراهی ویکی با اوونز درگیر می شود. کارل با دیدن جف در قطار چون نمیخواهد دیده شود، اصرار دارد که ویکی حواسش را پرت کند، تا او موفق شود به سبک کلاسیک های فم فاتال(زنان اغواگر) کارش را انجام دهد. جف بلافاصله تحت تأثیر قرارمی گیرد و زمانی که این زوج رابطه نامشروعی را باهم شروع می کنند، مشکلات بیشتری خودش را نشان می دهد. وقتی ویکی از او می پرسد که آیا او کسی را در کره کشته است، زنگ خطر همانجا به صدا درمی آید. « میل انسانی » با بازی گلوریا گراهام و گلن فورد علیرغم برخی لحظات ملودرامش، درامی جذاب با فیلمنامه ای دقیق است. فیلمبرداری« برنت گافی »،چشمگیر است، در حالی که لانگ، با وجود سابقه اش، اینجا نیز کار خوبی را ارائه می دهد. بهترین بازی فیلم را «گلوریا گراهام» به نمایش می گذارد.او زیبا و در عین حال آسیبپذیر است – درست همانطور که در زندگی واقعی اش بود -فریتز لانگ به ما اجازه میدهد درباره اینکه کار او چقدر غیراخلاقی است ارزیابی کرده و حکم بدهیم .